حالا
دیروز رفتم ۱۰۰ سوال ریاضی به صورت تست برام تایپ کنن رفتم همون جایی که دختر عمم کار میکنه سرمو انداخته بودم پاین داشتم سوالها رو جدا میکردم که دختر عمع آمد جلو گفت سلام آقای دانشجو سرمو بالا کردم دیدمش سلام چطوری اینا بعد از حالو احوال ازش پرسیدم چیکارا میکنی گفت هیچی صبح میام اینجا ظهر میرم ظهر بعد از ظهر میام شب میرم
بهش گفتم جای پات تو آسفالتا در آمده اونم فکر کرد میگم جای پات تو اصفهان در آمده گفت اره
خلاصه بهم گفت گرون پام د رمیاد اگه بخواهم فرمول نویسی برام بکنن بعدش دیدم صلاح در اینه که اسکنشون کنم برم پی کارم
این مال دبروزم بود