تبليغاتX
New Page 2

This free script provided by webloger site

کارهای روزانه من هرچی که باشه هر اتفاقی
این وبلاگ خاطره نیست کارها و افکار منه چیزای که تو مخم میگزره

میدونی وقتی فکر میکنم که کی بودی چی به نظرم میاد

اول فکر میکنم یه شعر

بعد فکر میکنم شراب

با اینکه تا حالا دوبار بیشتر نخوردم تو رو خوردم

الانه توی وجودمی

توی رگم

واسه همین وقتی اسمت میاد نفسم توی سینه حبث میشه که خون نپاشه بیرو قلبم فریاد میزه بابا ترکیدم بزار بریزمش بیرون همه ببینن که اونجوری که همه فکر میکنن بد نیست (اسمتو میارم) زیبایشو همه ببینن، ببینن که من الکی دوست دارش نشدم الکی الکی اینجوری نشدم دست من نبود حس منو به طرفت کشونده حسی که هنوز منو میکشونه نمیدونم تا کجا ولی میتونم حدس بزنم که میبینمت بعد با افتخار سرمو به آسمون میگیرم میگم خدا شکرت که به آرزوم رسیدم میدونی خیلیا خواستن جاتو بگیرن ولی هیچوقت تو از جلوی روم کنار نرفتی هرچقر دیگرن خود نمایی کردن باز به چشمم حقیر و بی مقدار آمدن

سعی کردم

ولی نشد تو مال من نبودی ولی من تو رو میخوام من روحتو میخام جسمت مال هرکی من فکرتو میخام

همونجور که تو اینو خواستی جسمم مال هرکی روحم مال تو

 

آره شاید بعضی از دوستان بفهمن من چی نوشتم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 22:21  توسط اسم من اونقدرا مهم نیست  |