سوال جواب یادته بهت گفتم وقتی ناراحت میشم هوا ابری میشه گفتم دوست دارم زیر بارون راه برم با چه حالی یادته گفتم میخوام همیشه پیشم باشی تا توی بارون با تو راه برم میدونی من اون موقه تورو تکیه گاهی واسه درد و غمهام میدونستم ولی اینقدر تو بزرگ شدی و از من جلو افتادی تو عاشقی که من دیگه به تو نرسیدم میدونی من همش به این فکر میکنم وقتی که نه تو برای من کم گذاشتی نه من برای تو چرا باید تو میرفتی و من میموندم بدون پناه در مقابل بار قمهام بارون منو با خودش میبرد تا اونجا که دیگه اونم منو ول میکرد تو کوچه و خیابون غریب خیلی سخته میدونم دست تو نبود کار دلتم نبود تو مجبور بودی عزیزترینم منتظرتم با اینکه میگی بهم فکر نمیکنی ولی میدونم که...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 17:19  توسط اسم من اونقدرا مهم نیست
|
یه آدم معمولی که به خودش کاری نداره اصفهانی هستم ولی خسیس نیستم از دوست دخترم بدم نمیاد